|
خوش آمدید
|
|
|
|
||||
|
واژه ی ایران در فارسی باستان «آئیریانا» (airya) و در فارسی میانه به شکل «اِران» (erān) بوده، و برگرفته از شکل قدیمی «airya nama» و به معنای «سرزمین مردمان اصیل» است.
واژه ی «آریا» در زبانهای اوستایی، فارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکلهای «اَیریه» (airya)، «اَریه» (āriya)، «آریه» (arya) به کار رفتهاست. همچنین در زبان سنسکریت «اریه» (ariya) به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه» (aryaka) به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت و حرمت است و آریایی بهزبان اوستایی «ائیرین» (airyana) و به زبان پهلوی و فارسی دری «ایر» خوانده میشود و ایرج به زبان آریایی "airya" است. ایر در واژه بهمعنی «آزاده» و جمع آن «ایران» بهمعنی «آزادگان» است. نام ایران در لغت به معنی «سرزمین آریاییان» است و مدتها پیش از اسلام نیز نام محلی آن نیز ایران، اران، یا ایرانشهر بود.[۳]، البته از ۶۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۹۳۵ در عرصه بینالمللی با نام «پرشیا» شناخته میشد[1] که در سال ۱۹۳۵ در شرف تأسیس لیگ ملل با درخواست رسمی رضاشاه پهلوی همان نام بومی کشور (ایران) در عرصه بینالملل هم مورد کاربرد قرار گرفت. نام «پرشیا» همچنان متناظر نام ایران است و در زبانهای اروپایی به دلیل سابقه تاریخی - فرهنگیاش مصطلح است اما در اخبار سیاسی بیشتر از نام ایران استفاده میشود. بیشتر نمایشگاههای بزرگ فرهنگی- هنری ایران که در سالهای اخیر در اروپا برگزار شده مانند «هفت هزار سال هنر ایران» و «امپراتوری فراموش شده» نام «پرشیا» را در عنوان خود داشتهاند.
+
نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 11:35 توسط آفتاب
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام بخون این رو برای توی ایرانی خوبه
موسیقی کلاسیک ایرانی به گونههای گوناگون بازشناخته میشود: موسیقی اصیل، موسیقی ردیف یا به گونهای ساده موسیقی دستگاهی. این موسیقی هم به گونه تکنوازی و هم به گونه گروهی که دربرگیرنده خواننده، نوازنده و تنبکنواز است، نواخته میشود. موسیقی ایرانی هنگامی که به گونه تکنوازی نواخته میشود، مونوفونیک است، هرچند در تکنوازی نیز آکوردها برای آرایهبندی به کار میروند و در برخی فرمها شاید در سراسر یک آهنگ نُت پدال نواخته شود. موسیقی که به گونه گروهی نواخته میشود، هته روفونیک است و آهنگی که خواننده آماده میکند، نوازنده به آسانی آن را بازتاب میدهد و کم و بیش آن را دگرگون میسازد. موسیقی کلاسیک ایرانی بداههگونهاست. این گفته میرساند که خنیاگر در یک دم هم نوازندهاست و هم آهنگساز. با دیده بهنگر تئوریسینهای این دوران، موسیقی ایرانی بر دوازده سیستم است که دستگاه و آواز نام دارند. هفت دستگاه موسیقی ایرانی، شور، همایون، نوا، سهگاه، چهارگاه، راست پنجگاه وماهور و پنج آواز آن ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی و اصفهان میباشند. سازهایی که در موسیقی ایرانی به کار گرفته میشوند دارای پیشینه درازی هستند و مانند سازهای کهن اروپایی بسیار پرارزش هستند. این سازها هم از دید تاریخی و هم از نگر پیشینهشان کنکاش میشوند. هرچند برخی از سازهای اروپایی جانشین سازهای بومی شدهاند، لیکن از این سازها تا هنگامی که موسیقی ایرانی زندگی میکند سود جسته میشود
+
نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 11:33 توسط آفتاب
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
درود بر تو آریایی..
برای این نسخه گر دادی پیامی بباشد همرهت روح داخواه شيخ مفيد در كتاب "ارشاد" مي فرمايد:رواياتي بما رسيده است كه متضمن ذكر علامات امام زمان و ظهور قائم است ،و مشتمل بر حوادثي است كه پيش از آمدنش واقع مي شود و هم آيات و علائمي خواهد بود از جمله: خروج سفياني، كشته شدن سيد حسني و نزاع بني عباس بر سر سلطنت دنيوي و گرفتن قرص آفتاب در نيمه ماه رمضان و گرفتن ماه در آخر آن ماه ،در "بيدا"زمين فرو مي رود و يك فرو رفتگي در زمين مغرب و ديگري در مشرق پديد مي آيد .آفتاب از ظهر تا عصر از حركت مي ايستد و آفتاب از سمت مغرب طلوع مي كند و مردي پاك دل با هفتاد مرد صالح در بيرون كوفه به قتل مي رسند.و كشته شدن مردي هاشمي در بين ركن و مقام و خراب شدن ديوار مسجد كوفه و آمدن پرچمهاي سياه از خراسان و خروج مرد يمني و قيام مردي از اهل مغرب در مصر و تصرف شهر شامات توسط وي و فرود آمدن لشكر ترك در جزيره و روميان در رمله و طلوع ستاره اي از شرق كه مانند ماه مي درخشد، آنگاه گرفته شود و كماني به طوريكه دو سر آن مي خواهد به هم برسد و سرخي در آسمان پديد آيد و در اطراف آسمان پخش گردد و آتشي دراز در مشرق نمايان مي شود و سه روز يا هفت روز در هوا مي ماند و عرب از قيد ذلت آزاد مي گردند و شهرها را تصرف نموده و از فرمان پادشاه عجم بيرون مي آيند. اهل مصر حاكم خود را مي كشند و شام ويران مي شود سه لشكر با پرچمهاي مشخص در آنجا به جان هم مي افتند ،پرچمهاي قيس و عرب به مصر درآيند و پرچم كند بحران مي رود و لشكري از جانب مغرب مي آيد و در خرابه هاي حيره منزل مي كند . پرچمهاي سياه از مشرق به طرف حيره مي آيند و شكافي در نهر فرات پديد مي آيد و آب آن كوچه هاي كوفه را مي گيرد.شصت نفر دروغگو كه همه مدعي پيغمبري هستند خواهند آمد و قيام دوازده نفر از نسل ابوطالب كه همه ادعاي امامت دارند .بستن پلي در بغداد نزديك محل كرخ ، و برخاستن باد سياهي در اول روز در بغداد و هم زلزله اي در آنجا مي آيد كه بسياري از مردم را در زمين فرو مي برد .و ترس بر اهل عراق و مردم بغداد مستولي مي شود. و مرگهاي سريع آنها را از پاي در مي آورد . و آفت به جان و مال و محصول آنها مي افتد. و ملخ هاي به موقع و بي موقع مي آيد و غله و كشت و زرع آنها را مي خورد و زراعت آنها تقليل ميابد. دو دسته از مردم عجم به جان هم افتاده ، خون بسياري در ميان آنها ريخته مي شود. بردگان از فرمانبرداري آقايان خود سر باز مي زنند و ارباب خود را به قتل مي رسانند. و بعضي از بدعت گذاران دين از صورت آدمي بيرون مي آيند و به صورت ميمون و خوك مي شوند و بردگان بر شهرهاي بزرگ غلبه يابند و صدايي از آسمان مي آيد به طوريكه تمام ساكنان زمين هر كس با زبان خود آنرا مي شنود. و يك صورت و سينه براي مردم در نور آفتاب آشكار مي شود . و مردگاني از قبرها بيرون آمده به دنيا بر مي گردند و با مردم معاشرت نموده به ملاقات يكديگر مي روند ، آنگاه اين علائم با آمدن بيست و چهار باران ختم مي شود. سپس زمينهاي مرده زنده و سر سبز شده، بركات آن آشكار مي گردد و تمام بدبختيها از پيروان حق يعني شيعيان مهدي (عج) بر طرف مي شود. در آن هنگام متوجه مي شوند كه او از مكه ظهور مي كند و براي ياري او به مكه مي روند. جنانكه در اخبار آمده است. سپس شيخ مفيد مي گويد : پاره اي از اين وقايع حتمي است كه بايد واقع شود و پاره اي مشروط به شرايطي است.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 12:52 توسط آفتاب
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام باز می گویم خوش آمدید!!!
این عکس تقدیم به کسانی که امام را قبول دارند وآنهایی که.... بگذریم
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 12:48 توسط آفتاب
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلامی نو به شما سلام به همه شما ایرانیان غیور
سلامی به آنها که از اینترنت درست استفاده میکنند. این وبلاگ متعلق به شماست به شما ایرانیان ایزدی پرست
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 12:40 توسط آفتاب
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خداوندا
از اینکه مرا شایسته آن قرار داده ای تا به همنوعانم که در سراسر دنیا
در فقر و گرسنگی به دنیا می آیند و می میرند خدمت نمایم ، سپاسگزارم.
خداوندا
مرا معبر آرامش روی زمین قرار بده آنجا که نفرت هست، عشق جاری کنم آنجا که خطا هست، بخشایش بگسترانم آنجا که جدائی هست، وصال بیافرینم آنجا که لغزش و دروغ هست ، حقیقت بیافرینم آنجا که تردید هست، ایمان بنا کنم آنجا که ظلمت هست، نور بتابانم آنجا که اندوه هست، شادی را جایگزین نمایم مرا موهبت آن عطا کن تا به جای آسودن ، به دیگران آسایش بخشم و به جای آنکه دیگران درکم کنند، درکشان کنم و به جای آنکه عشق دریافت کنم، عشق بورزم زیرا با فراموش کردن خویش است که می توان به هر چیزی رسید و با بخشایش است که بخشوده می شویم و با مردن است که زندگی ابدی
می یابیم.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 12:35 توسط آفتاب
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 12:34 توسط آفتاب
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عقل گوید: شش جهت حد است و بیرون راه نیست عشق گوید: راه هست و رفته ام من بارها عقل گوید: پا منه کاندر فنا جز خار نیست عشق گوید عقل را: کاندر تو است این خارها هین خمش کن خار هستی را ز پای دل بکن، تا ببینی در درون خویشتن گلزارها مولانا
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 12:26 توسط آفتاب
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 12:22 توسط آفتاب
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در بیکران زندگی در آنجا که قرار دارم همه چیز کامل، بی عیب و نقص و فوق العاده است! " گذشته " دیگر بر من فرمانروائی نمی کند زیرا مصمم هستم که هر روز نکته ای را بیاموزم و خویش را تغییر دهم. تجربیات گذشته را پایه ای برای تکامل و بلوغ امروز خویش می بینم. مصمم هستم که از همین لحظه همه چیز را آغاز نمایم. اینکه از کجا شروع کنم برایم بی اهمیت است. از این جهت از همین لحظه آغاز می کنم ونتایج را با سرعت خواهم دید. از این تصمیم بی باکانه ام غرق در شوق، شعف و هیجان هستم و می دانم که موفقیت با من است و تجربیات زیبائی را دوباره و دوباره خواهم داشت. مصمم هستم که خود را از زیر فشارهای قرون رها سازم. در دنیای درونی من همه چیز زیبا و کامل است.
+
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 12:33 توسط آفتاب
|
|
|||||
|
|||||